GIS

تعریف :

1- GIS مجموعه اي  از سخت افزار،نرم افزار كامپيوتري ، اطلاعات جغرافيايي و افراد متخصص است كه به منظور اخذ ، ذخيره ، بهنگام سازي ، بازيابي ، پردازش و ارائه كليه اشكال اطلاعات جغرافيايي طراحي و ايجاد شده است.

2-سيستم اطلاعاتي است كه ااطلاعات را بر پايه مكان جمع آوري ، ذخيره ، طبقه بندي ، تصحيح و بهنگام سازي ، تجزيه و تحليل و پردازش مي نمايد.

قابليتها و تواناييهاي سيستم

1-ارائه اطلاعات مربوط به يك مكان مشخص

2-يافتن مكاني با شرايط مشخص ( مكانيابي )

3-ارائه تجزيه و تحليل ( آناليز ) مكاني ، پراكندگي مكاني

4-بررسي روند تغييرات يك پديده در مكان و مقطع زماني خاص

5-استخراج يك الگويا يك مدل

6-مدلسازي

تاريخچه و سابقه استفاده از GIS  

بسياري از مفاهيم پايه سيستم اطلاعات جغرافيايي در دهه 1950 شكل گرفت ، ليكن استفاده از آن به صورت يك سيستم خودكار از دهه 1960 آغاز گرديد و مديون پيشرفتهاي حاصله در زمينه نقشه كشي ، فن آوري رايانه اي ، انقلاب كمي در تجزيه و تحليل هاي جغرافيايي و پيشرفت در علم جغرافيا بوده است . سيستم اطلاعات جغرافياي كانادا به عنوان اولين GIS   دوره جديد شناخته شده است . " راجر تاميلسون " كسي كه دست اندر كار طراحي و توسعه اين سيستم بوده است ، CGIS را به عنوان سيستمي توصيف مي كند كه مخصوص طرحهاي توسعه كشاورزي در دولت كانادا طراحي شده است . اين سيستم عملا ً در سال 1964 به كار گرفته شد  و بعد از آن نيز سيستمهاي متعددي در زميته برنامه ربزي شهري و منطقه اي ، مديريت منابع طبيعي و... در آمريكا و كانادا مورد بهبرداري قرار گرفت . از دهه 1980 به بعد كاربرد هاي GIS  ، اصلاح سيستم هاي آن و حركت در جهت اقتصادي تر نمودن سيستم به طور مرتب در حال رشد بوده است ، به طوري كه تنها در يك ايالت آمريكا در سال 1983 حدود هزار سيستم مشغول به فعاليت بوده اند و پيش بيني مي شود كه در سال 2000 ميلادي ميليونها استفاده كننده از GIS  وجود داشته باشد. در سالهاي اخير سيستم فوق در ايران نيز رو به گسترش بوده و به ويژه در زمينه هايي چون مديريت منابع طبيعي ، آبخيزداري ، حمل و نقل ، برنامه ريزي شهري و منطقه اي و...كاربردهاي فراواني يافته است .هم چنين كاربردها و توانمنديهاي آن در زمينه هايي چون توسعه روستايي، مطالعات جمعيتي و...رو به گسترش مي باشد.


 مقدمه اي بر سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي ـ جفري، استار ، جان استس ـ ترجمه دكتر سيد حسين ثنايي نژادـ انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد

....................................................................

 پژوهشگر: عطيه عبدي

 

پنجره اتمسفری چیست؟

 امواج الکترو مغناطیسی به هنگام عبور از جو زمین، توسط ذرات ریز معلق و گازها در اتمسفر پخش (پراکنده) ویا جذب می شوند. گازهای موجود در جو زمین (مثل نیتروژن مولکولی و اکسیژن) و ترکیبات دیگر از قبیل بخار آب، متان،هیدروژن،هلیم و نیتروژن نقش مهمی در تغییر کمی وکیفی امواج تابش الکترو مغناطیس دارند . وجود این ترکیبات در جو زمین سبب می شود کشفافیت وضوح در تصاویر ماهواره ای کمتر می شود و در تصاویر به دست آمده خطایی به نام خطای رادیومتریک ایجاد می کند . باند هایی از طیف انرژی الکترومغناطیسی راکه هنگام عبور از اتمسفر توسط ترکیبات اتمسفر جذب ویا پخش (پراکنده) نمی شود وبدون مانعی می توانند از جو زمین عبور کنند را اصطلاحا پنجره جوی می نامند . برخی از پنجره های جوی معروف مورد استفاده در سنجش از دور عبارتند از :

الف)محدوده ی طول موج ۰/۳۸ تا ۰/۷۲ مکرومتر در باند مرﺋی .

ب)محدوده طول موج ۰/۷۲ تا ۳ میکرومتر در باند مادون قرمز نزدیک و مبانی.

ج)محدوده ی طول موج ۸ تا۱۴ میکرومتر در باند مادون قرمز حرارتی.

از باند های طیفی مذکور عمدتا در تصویر برداری و اخذ داده های منابع زمینی استفاده می شود . به این معنی که سنجنده ها را طوری طراحی و تنظیم می کنند که بتوانند در محدوده پنجره های جوی انعکاس یا گسیل انرژی تابش الکترو مغناطیسی پدیده های مختلف را بسنجند و اطلاعاتی در باره پدیده ها فراهم آورند. زیرا در دیگر محدوده های طیف ، انرژی تابشی توسط ترکیبات اتمسفری جذب و یا پخش شده  وامکان جمع آوری  داده به وسیله سنجنده وجود ندارد . تصویر برداری در چنین باندهایی کاملا تار وغیر قابل استفاده است .


ضیاﺋیان فیروز آبادی پرویز،پروین نادر-۱۳۸۶ – اصول علم سنجش از دور- انتشارات دانشگاه پیام نور

.............................................................................

پژوهشگر : سحر عصار

جغرافیای کشاورزی:

جغرافیدانان برای جغرافیای کشاورزی نیزبه تبع ازجغرافیا واصول حاکم برآن،تعریفی که رابطه علمی فعالیت های کشاورزی رابا محیط آشکارمی سازد،ارائه داده اند فعالیتهای کشاورزی ابتدادرمکتب جغرافیایی فرانسه موردتوجه قرارگرفت ولی به لحاظ اهمیتی که این شاخه ازجغرافیاداشته وداردبه مطالعات جغرافیایی دیگرکشورهانیزکشیده شد ومکتب جغرافیایی آمریکا چون دیگرشاخه های آن به سرعت توسعه یافت.اگرچه ازابتدای قرن حاضر کوشش فراوانی درزمینه روشن کردن چارچوب مطالعات جغرافیای کشاورزی صورت گرفت و آثاری دراین زمینه انتشاریافت،نتایج حاصله درابتدارضایت علاقه مندان راجلب نکردتااینکه اثرپرارزش شیمون درسال 1966باعنوان جغرافیای کشاورزی که خطوط اصلی کاررامشخص کرده بود راه پویندگان این شاخه ازجغرافیارابرای کارهای آینده روشن ساخت. باوارد شدن این موضوع به جوامع بین الملل وتشکیل سازمان جهانی درزمینه فعالیتهای کشاورزی ورفع مشکلات موجود،این مسئله پیشرفت سریعی پیداکرد والگوی مشخصی برای مطالعات فعالیتهای کشاورزی تهیه شد.کنگره بین المللی لسیبون درسال 1949توجه به مسائل موجودبرسرراه فعالیتهای کشاورزی به ویژه زراعت راوارد مرحله جدیدتری کرد ودراین رابطه توصیه های مؤکدی به کشورهاارائه نمودکه نمونه بارزآن طرح موفق تهیه نقشه جهانی بهره گیری ازخاک بود.سازمان جهانی کشاورزی بااقدامات مستمروپیگیردراموربهبود فعالیتهای کشاورزی واعمال روشهای مفیددراین راه به موفقیت هایی دست یافته اند.

 


جغرافیای اقتصادی عمومی(کشاورزی-دامداری)- دکتربدری فر، منصور- انتشارات دانشگاه پیام نور-۱۳۸۶.

.............................................................

پژوهشگر: سمانه تلخابی

جغرافیا ادبی

جغرافیای ادبی یکی از شاخه های جغرافیای فرهنگی است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است . ادبیات به منزله یک منبع غنی د رجهت تحلیل جغرافیا یی، بنیانهای توانمندی در همه کشور ها دارد ؛ قبلا جغرافیای ادبی به صورت باز ساخت محیط هاجغرافیایی در ساختار تاریخی مورد نظر بوده است. اما در دهه 1970 در جغرافیای ادبی خلاقیت های ادبی با تاکید بر ادراکات تجربی از مکان و مردم با روش علمی نمود بیشترافیا را پیدا کرد.

اگر جغرافیا به عنوان (مطالعه زمین به منزله مسکن بشریت ) بدانیم ادبیات به منزله یک منبع بسیار غنی در جهت اثبات نکات مهم فضیلت شناسی محیطی چشم انداز ، فضای انسان ساخت و میثاق عاطفی ( مسکن ) فرهنگ ، جامعه و ارزشها ( بشریت ) به شمار خواهد آمد . بدون شک میان این واقعیت ها بستگی به میزان فهم ادراکی و تخیلی نویسنده دارد که او چگونه واقعیت های عینی ، داستان ، روایت و پیام نهایی خویش را به صورت یکپارچه مطرح می سازد : در زمان ما جغرافیدانانی که در این شاخه جغرافیای فرهنگی بیشتر کار کرده اند عبارتند از : جاناتان کروش ، پی یردسلاریس ، امیلی گیلبرت ، پالی کارجالنین ، آنسی پانسی ،دوبرا پارک، آس پال ، جان رد فورد .


شکویی حسین / اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا / ص 149 تا 150  

..........................................................................................             

پژوهشگر: مژده مستعلی

جغرافیا از نظرگاه جغرافیدانان

*هارلن باروز : جغرافیا علم اکولوژی انسانی است .

وی بیان نمود که جغرافیا از این جهت که به مطالعه انسان در ارتباط با محیط می پردازد ، اکولوژی انسانی است .به عقیده باروز ، جغرافیدانان باید بیشتر در زمینه سازگاری انسان با محیط تحقیق نمایند تا تاثیرات محیط .وی اساس جغرافیا را بر محور مطالعات اکوژی انسانی قرار داده است .

*درایر (C.R.Dryer):با توجه به این که با نظر باروز موافق بود وی از مفهوم اکولوژی در جغرافیا بدین نحو یاد کرد : عملکرد اکولوژی در جغرافیا انسانی  مثل عمل کرد زمین شناسی در جغرافیا طبیعی است .

*هارتشورن :جغرافیا ، مشخصات متغییر مکانی از مکان دیگر سیاره زمین را به عنوان جایگاه انسان مطالعه می کند .

*پرستن جمز:جغرافیا درصدد تفسیر مفهوم و اهمیت تشابهات و اختلافات بین مکان ها با توجه به رابطه علت و معلولی است.

*ویدال دولابلاش :جغرافیا علم مکانهاست .

مفهوم مکان از نظر ویدال ، تنها مکانی است که به وسیله انسان شکل گرفته و نقش یافته ،نه مکانی که به هنگام  خلق سیاره زمین مشخص شده است . وی عقیده داشت که خصیصه های جغرافیایی تنها ناشی از آب و هوا و ساختمان زمین نیست و طبیعت به تنهایی در شکل گیری آن دخالت نداشته است .

*دربی (H.C.Darby) :وی هم عقیده ویدال دولابلاش است و مانند وی معتقداست که جغرافیا علم مکانهاسی و در این رابطه می گوید : "خصیصه های جغرافیایی چیزی است که انسان با تهیه نوع معیشت خود از خاک پدیدار گشته است . "بر اساس نظریه ویدال  و دربی می توان چنین نتیجه گرفت که : " انسان و اشغال خاک و به خدمت گرفتن طبیعت موضوع اصلی در علم جغرافیا است.  "

*مارت :جغرافیا علم پراکندگی هاست .

*گرینیت تیلر: جغرافیا علم روابط متقابل است .

*جورج کیش : در دانش جغرافیا ما همواره با دو دسته از پدیده ها سر و کار داریم . دسته اول پدیده های طبیعی و دسته دوم پدیده هایی که در نتیجه روابط متقابل انسان و طبیعت به وجود می آیند. می توان گفت در علم جغرافیا این پدیده ها قابل تفکیک و جدا از هم نیستند . یعنی عمل انسان و میدان فعالیت های او از تولد تا مرگ در محیط طبیعی اتفاق می افتد و تمام فعالیت های انسان بر محیط و محیط بر انسان تاثیر می گذارد .

*جرج کارتر :جغرافیدان نوع پراکندگی زندگی انسانی را مطالعه نموده به ماهیت روابط بین عوامل مختلف طبیعی و اشکال گوناگون حیات آگاهی می یابد  .

*انجمن بین المللی جغرافیایی : جغرافیا مطالعه روابط بین جوامع متشکل انسانی و محیط زندگی آنهاست . اصولا پدیده هایی که با هم و یکجا در داخل ناحیه ایی به ظهور می رسند و به نحوی در حیات انسانی موثر می افتد موضوع علم جغرافیاست . در واقع این علم با حدود یاد شده در یک دست انسان و در دست دیگر عوامل محیط طبیعی را قرار می دهد .

*محمد حسن گنجی : جغرافیا آن قسمت از دانش بشری است که از مشخصات مناطق و نواحی مختلف زمین و پراکندگی پدیده های گوناگون سطح زمین اعم از طبیعی و انسانی و بالاخره از روابط انسانی و محیط که خود باعث به وجود آمدن پدیده های انسانی است و نیز از روابط متقابل پدیده های فوق بحث می کند .


 شكويي ،حسين ،فلسفه جغرافيا،انتشارات گيتا شناسي ،1364

.......................................................................................

پژوهشگر : حنانه جزنیان

ادامه ي مفهوم مديريت شهري

مدیریت پایدار شهر:

به طور کلی مدیریت شهر بر چهار محور استوار است,برای پاسخ گویی به مسائل شهری ضرورت دارد جای گاه هر محور به طور شایسته شناخته شود:

·        نقش دولت و سازمانها و نهاد های عمومی محلی

·        چگونگی حضور شهروندان و ساکنین شهر که مخاطبین اصلی مساله هستند.

·        نقش شهرداری ,شورای شهر و نهادهای عمومی محلی.

·        جایگاه حرفه مندان- متخصصین وتصمیم سازان در جریانات برنامه ریزی و اجرای برنامه های توسعه شهر

شهر نشینی و شهر گرائی و مدیریت شهری در جهان سوم:

شهرهای جهان سوم آسیب پذیرترین شهرهای جهان هستند . از این رو پیامدهای شهر نشینی و شهر گرائی در شهر های جهان سوم در مقایسه با شهرهای پیشرفته بسیار حاد تر است, و به تبع ان مشکلات نظام مدیریت شهری جهان سوم بیشتر وجدی تر است.یکی از مشکلات شهری جهان سوم رشد فزاینده جمعیت شهری است از دیگر مشکلات شهر های جهان سوم می توان به  بزرگتر شدن ساختار شهرها,پیچیده شدن ساختار شهری و روابط شهری اشا ره کرد. به گفته برخی از صاحب نظران مهمترین مسائل م چالشهای نظام مدیریت شهری در جهان سوم, چاره اندیشی در قبال رشد نابرابری های شهری ,کمبود یا نبود منابع شهری ,فشار زیاد برای رقابت های شهری و بروز سایر مسائل سیاسی , اجتماعی,اقتصادی,فرهنگی وحقوقی شهری است. 

معیارهای نظام مطلوب مدیریت شهر:

اگر بخواهیم در تاریخ در مورد شهر مطلوب جستجو نمائیم شاید اولین کسی که در مدینه فاضله خویش به دنبال مطلوبیت یک شهر ایده آل بود افلاطون باشد.ونیز افراد دیگری چون کامپلا, کاپه وحتی مارکس در کتاب دولت شهر سوسیالیستی ودر دوران اخیر شاید بتوان به نظریه لینچ در کتاب شکل خوب شهر اشاره نمود .مطلو بیت امری نسبی است ومیتواند باز تاب شرایط اقتصادی, اجتماعی, فرهنگی و حتی سیاسی در یک جامعه باشد, که در شرایط زمانی و مکانی پیوسته در حال تغییر است. به ویژگی زیر میتوان به عنوان معیارهای نظام مطلوب مدیریت شهری اشاره کرد:

·        مشارکت در سطوح مختلف از تصمیم گیری تا تصمیم سازی .

·        خلاقیت و نو آوری در مدیریت شهر.

·        به کار گیری راهبرد های هدایتی در جهت کاهش نابرابریهای اجتماعی واقتصادی در شهر که درمواقع خاص از بحران های اجتماعی جلوگیری کند.

·        نظام شورائی در مدیریت شهری, بهویژه در مورد تصمیم گیری های کلان .

·        بهبود شیوه های مناسب اداری در جهت افزایش کارائی .

·        ارائهنظام واحد مدیریت شهری, وحذف دستگاه های تصمیم گیر و موازی در شهر.

·        تاکید بر درآمد های پایدار برای شهر .

·        بستر سازی مناسب برای تشویق توسعه اجتماعی واقتصادی در شهر به ویژه رشد سرمایه اجتماعی در شهر .

·        برنامه حمایتی برای گروه های آسیب پذیر در شهر .     

·        روشن ساختن سیاست شهری و تقویت دموکراسی و نهادینه سازی آن در شهر .

·        شفاف سازی نظام درآمد- هزینه شهر وتفاوت های هزینه ای در مناطق مختلف شهر بر اساس نوعی قشر بندی اجتماعی که به عدالت اجتماعی واقتصادی نزدیک گردد.

·        متعادل ساختن نظام هزینه ودر آمد درشهر داری.

·        زمینه سازی لازم برای ارتقاء محیط کالبدی در پوسته و محتوای شهر.

·        به روز سازی قوانین شهری وضرورت اجرای آن توسط مردم ونهاد های مرتبط برای رسیدن به زندگی شهری مناسب.

·        بهبود شرایط کار و زندگی برای ساکنین شهر از طریق مولفه های شهر سازانه مانند نو سازی شهری و سرمایه گذاری های مورد نیاز درشهر.

·        حذف تدریجی بورس بازی زمین ومسکن شهری.

·        ضرورت و حفاظت بافت های با ارزش  شهری.

·        استفاده بیشتر از نیرو های متخصص شهری وضرورت به کار گیری در سمت های مدیریتی شهری


منبع

لطيفي، غلامرضا،1387،مديريت شهري،چاپ اول،انتشارات موسسه فرهنگي اطلاع رساني ومطبوعاتي

-----------------------------------------

پژوهشگر : سحر عصار

فلسفه جغرافيا

 از نظر ريچارد پيت ، جغرافيدانان معاصر جغرافيا روشي است كه جغرافيدانان آن را انجام داده و بر طبق آن عمل مي كنند .فلسفه جغرافيا نظامي از ايده هايي كلي است كه با جهت گيري و محتواي علمي و كاربردي جغرافيا سرو كار دارند و با عمل جغرافيدانان گسترده مي شوند .آموزش ، مطالعه و فعاليت هاي جغرافيايي در نظريات علمي سبك شكل گيري ايده ها و نظريه هاي جغرافيايي مي شود . فلسفه جغرافيا با تاثير و در چارچوب فلسفه علمي وروش شناخت علوم روشي است كه به شناسايي موضوع و تبيين ماهيت ، اصول ، تقسيمات و روش علم جغرافيا و ارتباط و جايگاه اين دانش كهن بشري و ساير علوم مي پردازد .در اين فرايند به سير انديشه ها و ديد گاه ها و نظزيه هاي جغرافيايي مي پردازند ونيز هدف ها و كاربرد ها ي اين علم را متناسب با شرايط جامعه و فرهنگ انساني وزمان بررسي و مطالعه مي كنند . تفكر و نگرش جغرافيايي چارچوب هاي نظري براي سازمان دهي اطلاعات و شناخت و تبيين جهان را روشن مي كند . فلسفه جغرافيا داراي ساختار ديناميكي است كه متاثر از شرايط تارخي و تفكرات جغرافيايي سلسله ايي از عقايد كلي درباره محتوا و درون مايه هاي اين رشته علمي را بيان مي كند . همه اين موارد به فهم درك فلسفه ي يك رشته علمي كمك مي كند ، اگر چه برخي بر اين باورند كه فلسفه ي علمي به بهترين شكل زماني تشكيل مي شود كه از طريق عمل كاربردي و تجربي باشد نه فقط از طريق فكر و انديشه و يا منحصرا ذهن گرايي .

 


 پوراحمد ، احمد - قلمرو فلسفه جغرافيا - انتشارات دانشگاه تهران - 1385

------------------------------------------------------------------------------

پژوهشگر :عطيه عبدي  

مفهوم ناحيه

مفهوم ناحيه :

مفهوم ناحيه يكي از مفاهيم اصلي در مطالعات جغرافيايي است .جغرافيدانان ازدير باز سطح زمين را به واحدهاي جغرافيايي كه در آن پديده ها با هم تجانس و وحدت دارند تقسيم كرده وسپس آنها را مورد مطالعه قرار داده اند .عامل تمايز اين واحدهاي جغرافيايي ،تفاوت مكانها وپديده ها موجود درآنها ست .اين تقسيم بندي ها به منظور شناخت بهتر وآسان تر وعلمي تر كردن مطالعات وتحقيقات درباره ي مكان ها صورت مي گيرد تا برنامه ريزي صحيح تري براي آنه انجام شود. درباره مفهوم ناحيه تاكنون نعاريف متعددي ارائه شده است كه دراينجا به ذكر چندتاي آن مي پردازيم :1-ناحيه بخشي از سطح زمين است كه چهره هاي ظاهري مشابه در سراسر آن ويژگيخاصي را به وجود مي آورند به طوري كه با بخشهاي مجاور متفاوت است .2- ناحيه يك محدوده ي جغرافيايي است كه درآن ميان خصوصيات طبيعي،انساني ،اجتماعي وفرهنگي تجانس يا هماهنگي يا وحدت نسبي وجود دارد.3-همچنين مي توان گفت ناحيه فضا يا قسمتي از كره ي زمين يا خاك يك كشور است كه عوامل طبيعي ،اقتصادي واجتماعي آن رااز محيط اطراف خود متمايز كرده است .4-ناحيه بخشي از كشور است كه وحدت آن ناشي از عوامل فيزيكي يا انساني مي باشد ودرواقع قلمرو نسبتا وسيعي است كه به دليل خصوصيات جغرافيايي واجتماعي به درجه ايي از وحدت رسيده است كه آن را از نواحي پيرامون يا مجموعه ايي كه ناحيه را دربر گرفته است متمايز مي كند به عبارت ساده تر وحدت يابي اساس هر ناحيه ي جغرافيايي است .

جغرافي دانان براي تعيين حدود يك ناحيه يك يا چند معياررابه كار مي گيرند وسپس با توجه به اين معيارها ،حدود يا مرزهاي ناحيه را روي نقشه رسم مي كنند .در واقع اينگونه مرزها بر روي زمين وجود ندارد وپيدا كردن آنها بر روي نقشه آسان تر از سطح زمين است.اين معيار ها ممكن است عوامل طبيعي باسند .مانند توپوگرافي ،آب وهوا ،وخاك ،پوشش گياهي ،كه دراين صورت از نواحي كوهستاني ،نواحي قطبي ،نواحي خاكهاي چرنوزيوم ،ناحيه جنگلي ونظاير آن صحبت مي شود .ممكن است اين معيارها عوامل انساني باشند مانند :مذهب،زبان ،نوع فعاليتهاي اقتصادي كه در اين صورت مي توان مثلا به ناحيه ي معتقدان به دين اسلام،ناحيه عرب زبان ،ناحيه پنبه خيز يا ناحيه ي صنعتي ونظاير آن اشاره كرد.

مرزهاي ناحيه:

تعيين مرزهاي دقيق نواحي كاري دشوار است .البته مرز نواحي مانند :خاكهاي پودزول يا زيست بوم جنگل هاي استوايي را آسان تر از نواحي فرهنگي وانساني مي توان تعيين كرد .مرزهايي كه بر روي نقشه ها ترسيم مي شوند قراردادي هستند وروي زمين وجود ندارند علاوه براين مرزهاي نواحي قابل تغييراند،مثلا با فعاليتهاي انساني ممكن است پوشش گياهي خاص يك ناحيه از بين برود .همچنين براثر پديده پخش يا انتشار ممكن است ناحيه ي جديدي در دل ناحيه ي قبلي شكل گيرد كه از نظر زبان ،دين نژاد و...با ناحيه ي قبلي تفاوت داشته باشد.

روش هاي جديد ناحيه بندي:

امروزه براي ناحيه بندي از روش هاي جديد نقشه كشي ،تفسير عكس هاي هوايي ،سيستم اطلاعات جغرافيايي وبه ويژه روشهاي آماري ورياضي استفاده مي شود .جغرافيدانان پس از تعيين معيارها وشاخص هاي ناحيه بندي با استفاده از روشهاي آماري وكمي (فراواني تكرار پديده هاي در واحد سطح و... )ميزان وحدت وتجانس را در يك ناحيه تعيين كرده وآن رابه وسيله نقشه نمايش مي دهند .


1-خمر ،غلامعلي ،اصول ومباني جغرافياي شهري ،نشر قومس ،تهران 1385،ص44

2-شكويي ،حسين ،فلسفه جغرافيا،انتشارات گيتا شناسي ،1364،ص65

3-شكويي ،حسين ،جغرافياي شهري ايران ،انتشارات سمت 1375،ص65

4-جغرافياي سال سوم دبيرستان

 ---------------------------------------------------------

پژوهشگر :حنانه جزنيان  

فضای جغرافیایی

 

مطالعه ی فضای جغرافیایی یکی از وظایف اصلی ومهم هر جغرافیدان است جغرافیدانان با تمیز فضاهای جغرافیایی از یکدیگر وتفهیم آن به مدیران ومجریان امور ونیز افرادی که به طرق مختلف در برنامه ریزی های توسعه نقش دارند ،نقش ارشادی قابل ملاحظه ای داشته ومی توانند در این زمینه خدمات ارزنده ای بنمایند .فضاهای جغرافیایی بسیار متنوع وگوناگون هستند .در هر ناحیه ی جغرافیایی ودر ارتباط با موقع مکانی وجغرافیایی نقاط واقع برروی کره زمین فضاهای مختلفی به چشم می خورد .فضاهای جغرافیایی را می توان به ۲ گروه عمده طبیعی واجتماعی تقسیم کرد.

علی اصغر نظری،مبانی علم جغرافیا،انتشارات پیام نور چاپ۱۳۸۳

پژوهشگر :آسیه جعفری

فشار بر اكوسيستم

در زمان حال كه جمعيت با رشد 6/1 يا 5/1 درصد به روند افزايش خود ادامه مي دهد ، در هر سال نود ميليون نفر بر تعداد ساكنان كره ي زمين مي افزايد . چنانچه از ياد نبرده باشيم جمعيت جهان از ابتداي سال ميلادي تا نيمه ي قرن 17 به دو برابر رسيد و از 500 ميليون نفر به 1 ميليارد نفر افزايش يافت ، لكن در زمان حال و با رشد اعلام شده سازمانهاي مسئول ، فقط 48 سال طول كشيد كه جمعيت كنوني در حدود 6 ميليارد به دو برابر برسد و در صورت ادامه ي اين وضع تا كمتر از صد سال ديگر مجموعه كساني كه در روي زمين زندگي خواهند كرد كمتر از 23 ميليارد نفر نخواهد بود . براساس آنچه كه به عمل آمده از تمام توانهاي كره زمين بهره برداري مي شود ، اين سياره قادر به حفظ و نگهداري 11 ميليارد نفر خواهد شد كه اكنون فقط 2 ميليارد نفر از ساكنان كره زمين داراي رفاه نسبي هستند و تعداد افرادي كه رفاه كامل دارند در مقايسه با كل جمعيت جهان اندك مي باشد . با اين وضع اكنون در حدود 4 ميليارد نفر از مردم جهان براي ادامه ي حيات خود با مشكلات زيادي روله رو هستند . هر اندازه تعداد جمعيت زيادتر شود ، كمبودها بيشتر و انسان براي دستيابي به حداقل امكانات به تخريب بيشتر محيط خواهد پرداخت . افزايش جمعيت رابطه ي نزديك و تنگاتنگ با بهره برداري بيشتر از منابع موجود دارد . در اين رابطه پوشش گياهي از قبيل مراتع به خاطر چراي مداوم و دام هاي زيادتر از حد ظرفيت پيوسته كم علف تر و تدريجا با اراضي خشك تبديل مي شود . در سرزمين هاي جنگلي ، ماشين هاي غول پيكر به قطع درختان و عاري كردن جنگل ها از پوشش گياهي مشغولند . هجوم كشتي هاي مجهز به سردخانه و صنايع بسته بندي غذا به اماكن مختلف درياها و اقيانوس ها آنچنان دامنه دار و وسيع است كه بارها زنگ خطر از طرف سازمان هاي وابسته به محيط زيست به صدا درآمده است . گسترش فعاليت هاي صنعتي در كنار مجاري آبها علاوه بر انتقال ميليون ها تن ، دوره ي ميليون ها تن فضولات آلوده و سمي وارد جو و منابع آب و خاك مي كنند و آنها را غيرقابل استفاده مي سازند . با آلوده شدن آب و خاك ، تبخير به آساني صورت نمي گيرد زيرا مواد آلوده به خصوص آلودگي هاي نفتي محافظهاي پايداري از نظر جلوگيري از تبخير محسوب مي شوند و در جاهايي كه نياز به آب شديد است بر روي مخازن آب از قبيل استخرها ، لايه ي نازكي از پارافين كه يك ماده ي نفتي است پخش مي كنند . از طرفي نابودي پوشش نباتي و گياهي سبب جريان سريع آب شده و مقدار كمي از آن به درون زمين نفوذ مي كند و هر اندازه آبهاي نفوذي به زمين كاهش يابند از مقدار آبهاي پاك و غير آلوده ي جهان نيز كاسته مي شود .

در طول دهه هاي اخير كه از اين به بعد نيز تكرار خواهد شد ، كشتي هاي نفتكش عظيمي در درياها و اقيانوس ها به گل نشسته و يا غرق شده اند كه محتويات آنها وارد آب شده است . علاوه براين نوع آلودگي ها تاكنون زيردريايي هاي اتمي بزرگ و كوچكي در اقيانوس ها از ساير پيكرهاي آبي گم شده اند كه يقينا بر حجم آلودگي هاي كنوني مي افزايند . 50% از مجموع آبهاي جهان چنان آلوده اند كه غيرقابل مصرف مي باشند . در زمان حال 80 كشور جهان داراي كمبود شديد آب سالم هستند و ميليون ها نفر از مردم آنها به خاطر عدم دسترسي به آب قابل شرب به انواع بيماري هاي انگلي دچار مي باشند و در اين رابطه تلفات زيادي متوجه آنها مي شود . انواع آلودگي هاي محيطي سبب مي شوند تا چرخه ي حيات تغييرات اصولي يابد و هرگونه تغييرات در اكوسيستم محيط ، تاثير بنيادي بر موجودات و به ويژه انسان مي گزارد ، بنابراين در زمان حال ، هيچيك از اكوسيستم هاي موجود مانند گذشته به ايفاي نقش خود نمي پردازند. براي مثال با پاره شدن لايه ي ازن كه در نتيجه آلودگي هاي جوي روي داده است اشعه هاي مضر براي جانداران ، بيماري هاي پوستي خطرناكي را موجب مي شود . در همين رابطه بر درجه ي دماي محيط افزوده مي شود ، بخشي از ذخاير يخ و برف بر روي كره زمين ذوب و در نتيجه سطح آبهاي آزاد جهان بالا مي آيد و مقدار قابل ملاحظه اي از زمين هاي حاصلخيز آن به زير آب مي رود .

نمونه ي يك اكوسيستم

بنابراين ، هر اندازه بر تعداد جمعيت روي زمين افزوده شود ، بهره برداري از زمين بيشتر و تخريب طبيعت سرعت فزاينده اي مي يابد .


نظري ، علي اصغر – مباني علم جغرافيا – انتشارات پيام نور - 1383

تخريب اكوسيستم و تبديل اكوسيستم آبي به اكوسيستمي خشك

پژوهشگر : آسيه جعفري  آسيه جعفري

 

 

اقتصاد شهري

دراقتصاد شهري سعي بر اين است كه عوامل توليد وتوزيع درامد واقعي در داخل وبين مناطق شهري به طور علمي توضيح داده شود به عبارت ديگر چگونگي توليد وتوزيع كالاها وخدمات نه تنها در داخل يك شهر بلكه بين شهرها بررسي ميشوند بايد به اين نكته توجه داشت كه در علم اقتصاد شهري كوشش براين است كه براي توضيح مسائل شهري ابزارهاي اقتصادي به كار گرفته شود نه اينكه شهر را در مطالعات اقتصادي وارد كنند.در اقتصاد شهري براي توضيح مسائل از دو نظريه اقتصادي خرد و كلان استفاده ميشود. اقتصادكلان مسائلي مانند درآمد ، تورم،بي كاري، هزينه هاي دولتي و صادرات و واردات را در سطح شهري توضيح مي دهد در صورتي كه اقتصاد خرد مسائل واحدهاي كوچك مثل كارخانه و خانوار را بررسي مي كند.


عابدين دركوش،سعيد-درآمدي بر اقتصاد شهري

 

پژوهشگر : معصومه لطیفی

مفهوم مادر شهر

مادر شهر(Metropolis)

شهری است که از نظر مرکزیت دولتی و فعالیت اقتصادی و فرهنگی بر دیگر سکونتگاه­ها برتری دارد، برمبنای این تعریف عنوان مادرشهر را می­توان در مورد هر شهر بزرگ به کار برد . برطبق نظریه ی مکان­مرکزی ، مادرشهر به شهری گفته می شود که حداقل دارای یک میلیون نفر جمعیت باشد و در سلسله مراتب شهری بتواند به صورت مرکز کنترل اقتصاد جدید درآید و بر ناحیه ای داری 5 تا 30 میلیون نفر جمعیت مسلط شود . ناحیه ی مادرشهر به مناطقی گفته می شود که تحت تاثیر مادر شهر قرار می گیرد و در مکانی به فاصله ی زمانی 2 ساعت تا مرکز مادر شهر واقع شده باشد .

ویژگی های مهم مادرشهر ها :

1-   در گذشته در مادرشهرها تمرکز وجود نداشته ولی امروزه وجود دارد.

2-   تخصص یابی یعنی تخصص مکانی کاربری های شهری برکارکردهای مختلف

3-   وابستگی متقابل

توکیو


خمر، غلامعلی – اصول و مبانی جغرافیای شهری – نشر قومس -1385

شکویی ، حسین – دیدگاه های نو در جغرافیای شهری –  انتشارات سمت-1373

 

پژوهشگر : حنانه جزنیان

توکیو . یکی از مادرشهرهای جهان

 

 

مفهوم جغرافیای توریستی

مفهوم کلی جغرافیای جهانگردی مطالعه ی شرایط جغرافیایی جهانگردی و بررسی وابستگی ها بین شکل های مختلف وقت گذرانی با عوامل گوناگون طبیعی و فرهنگی می باشد .تحقیق در مساله وقت گذرانی و استفاده از تعطیلات جهت مسافرت به مکان های مذهبی ، بازرگانی ، تفریحی و بهداشتی بررسی در عوامل مختلف طبیعی را به همراه دارد . اینجاست که دانش جغرافیا این وظیفه ی مهم را بر عهده می گیرد . چرا که میان وقت گذرانی انسان در هوای آزاد و محیط طبیعی او رابطه ی محکمی وجود دارد و محیط های طبیعی خاص ، تفریحات و امکانات ویژه ای خلق می کند که با امکانات توریستی نواحی دیگر تفاوت دارد.


شکویی ، حسین - مقدمه ای بر جغرافیای فرهنگی - انتشارات موسسه تحقیقات اجتماعی و علوم انسانی

ماسوله از مراکز جذب توریست ایران است .

 

تخت جمشید ! بهشت جهانگردی ایران

 

پژوهشگر : معصومه لطیفی

مفهوم شهرگرايي

شهرگرايي در قالب مفهوم ، شيوه­ي زندگي معني مي­شود. شيوه­ي زندگي نيز از نظر ويدال دولابلاش يعني طرق مختلف تامين معيشت ، شكار ، ماهيگيري ، رمه­گرداني و اشكال مختلف كشاورزي است كه غالبا در رابطه با ويژگي­ها و توان هاي محيط طبيعي است . ويدال اولين كسي است كه مفهوم شيوه­ي زندگي را به­كار برد ، اين در حالي است كه لوئيز ورث در مقاله­اي ، شهرگرايي را به عنوان شيوه اي از زندگي مطرح كرد. شهرگرايي را مي­توان در شيوه­ي زندگي ساكنان شهر ديد . ميزان جمعيت ، تراكم جمعيت و ناهمگني جمعيت در يك حوزه ي شهري در روابط ميان افراد و افزايش شرايط جدايي مردم موثر است و در نهايت به جدايي­گزيني گروه­هاي مردم در شهر مي­انجامد . بنابراين شهر به عنوان محل شيوه­ي زندگي خاص شناخته مي­شود . مي­توان گفت كه شهرگرايي با تغييراتي در ارزش ها ، رسوم اخلاقي ، آداب و سنن و رفتارهاي جمعيتي همراه است . شهرگرايي در مفهوم وسيع آن، به همه­ي ويژگي­هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در شهر اطلاق مي­شود كه با شيوه­ي زندگي مردم شهري عجين شده است . شهرگرايي برخلاف شهرنشيني يك فرايند كمي شهر نيست بلكه به عنوان مرحله ي نهايي و كيفي زندگي در شهر يا نتيجه­ي شهرنشيني محسوب مي­شود . 5 ويژگي شهرگرايي عبارت است از :

1-   قراردادهاي الزام­آور اجتماعي

2-   سهل­گيري

3-   بيگانگي

4-   گمنامي

5-   رفتار منحرفانه


1-شكويي ،حسين - موسي كاظمي ، سيد مهدي – مباني جغرافياي شهري – انتشارات پيام نور

2- خمر ، غلامعلي – اصول و مباني جغرافياي شهري

3- شكويي ، حسين – ديدگاه هاي نو در جغرافياي شهري

 

پژوهشگر : حنانه جزنيان

مفهوم مدیریت شهری

از نظر استونر مديريت فرايند برنامه ريزي ،سازمان دهي،هدايت وكنترل كوششهاي اعضاي يك سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان براي دست يابي به هدف معين سازماني است.

مفهوم مديريت شهري از دو جنبه و ديدگاه جامعه شناسان وشهرسازان مورد بررسي قرار ميگيرد.از نظر شهرسازان مديريت شهري فرايندي است كه يك مدير شهر با توجه به امكانات وقابليتها و محدوديتها و توانايي كه در اختيار دارد سعي ميكند در مدت زماني كه مسئول اداره شهر است با تجهيز امكانات و منابع به اداره شهر بپردازد. ازنظر جامعه شناختي مديريت شهري يك فرايندي است كه در مجموع به يك نظام تصميم گيري منجر خواهد شد ميزان موفقيت و يا  عدم موفقيت مديريت شهر بستگي به قدرت و مشروعيت و ساختار حقوقي و اجتماعي و اقتصادي جامعه مورد نظر دارد.

بطور كلي مديريت شهري فرايند تصميم گيري و تصميم سازي در اداره شهر ميباشد و با توجه به ساختار و نوع حكومتهاي مختلف در جامعه ، شيوه هاي انتصاب و انتخاب مديران شهري متفاوت ميباشد.

امروزه مديريت شهري داراي دو دستور كار است: پروژه توسعه شهري وپروژه مشاركت شهري كه از ابزارهاي كليدي نظام مديريت شهري هستند .طي دهه هاي اخير در برنامه مديريت شهري و اجلاس سكونتگاهاي انساني به اين مفاهيم توجه خاصي شده و بويژه بر افزايش كيفيت معيارهاي عملكردي مديريت شهري درحوزه مديريت زمين شهري ، زيرساختهاي شهري ،امور مالي شهرداريها، كاهش فقرشهري و تشويق مردم به مشاركت در امور شهري تاكيد شده است.

ادامه دارد......

پژوهشگر : سحر عصار

پست الکترونیکی :  Sahar_assar@yahoo.com


لطيفي، غلامرضا،1387،مديريت شهري،چاپ اول،انتشارات موسسه فرهنگي اطلاع رساني ومطبوعاتي

مفهوم شهرنشيني

در جغرافياي شهري از ميان مفاهيم شهرنشيني به سه مورد بيشتر توجه شده است :

1-   تفسير جمعيت­شناسي : در اين تفسير ، مفهموم شهرنشيني اشاره به فرايندي* دارد كه در آن سهم تمركز جمعيت يك كشور در حوزه هاي شهري افزايش مي­يابد و حوزه هاي روستايي و سكونت­گاه­هاي كم جمعيت به حوزه هاي شهري تبديل مي شوند.

2-   تفسير ساختاري يا اقتصادي : در اين تفسير شهرنشيني فرايندي است كه در آن ، در فعاليت هاي كل جمعيت كه تحت تسلط يك نظام اقتصادي است ، به­ويژه در ساخت اقتصادي به همراه صنعتي شدن ، تغييراتي به وجود مي­آيد .

3-   تفسير رفتاري : اين تفسير از مفهوم شهرنشيني ، براساس آگاهي مردم در طول زمان و الگوهاي رفتاري آنها مطرح مي­شود و مردم ( به­ويژه در جوامع روستايي ) بر اثر اين آگاهي از سكونت­گاه­هاي غيرشهري جدا شده و در شهرها اقامت مي­گزينند.

براساس سه تفسير فوق از مفهوم شهرنشيني مي­توان نتيجه گرفت ، شهرنشيني فرايندي است كه در آن تغييراتي در سازمان اجتماعي ، كاركردهاي اقتصادي و ساخت سكونتگاه­هاي انساني به وجود مي­آيد و در نتيجه آن الگوي توزيع فضايي جمعيت و فعاليت ها دگرگون مي­شود .

به­طوركلي شهرنشيني داراي دو ويژگي اصلي است :

1-   تحرك مكاني يا مهاجرت مردم از حوزه­هاي روستايي به شهري براي اشتغال در فعاليت­ها و مشاغل غيركشاورزي و كسب درآمد بيشتر. البته شهرنشيني كاركردهاي اقتصادي ويژه­اي را در اختيار مردم قرار مي­دهد و تراكم جديدي را به­وجود مي­آورد. در نتيجه در كاربري زمين شهري نيز تغييراتي را ايجاد مي­كند .

2-   دگرگوني  سبك زندگي مردم از سبك روستايي به سبك شهري ، كه به همراه تغيير در ارزش­ها و نگرش­ها حاصل مي­شود و رفتارهاي تازه­­اي را به وجود مي­آورد.


* فرايند يعني جريان داشتن و پويا بودن .

1- شكويي ،حسين - موسي كاظمي ، سيد مهدي – مباني جغرافياي شهري – انتشارات پيام نور

2- خمر ، غلامعلي – اصول و مباني جغرافياي شهري

  

پژوهشگر : حنانه جزنيان

مفهوم پارادايم

مفهوم پارادایم :

پارادایم عبارت است از مجموعه­ای از نظریه­ها و فرضیات ریز و کلان موافق و مخالف که در یک دوره زمانی دارای اعتبار بوده و مورد توافق علمای همان رشته­اند. به عبارت دیگر می­توان پارادایم را نظام فکری مربوط به علمی خاص در زمانی خاص دانست . در این زمان اهل علم بدان اقتدا کرده و ملاک­ها و معیارها مبتنی بر آن­ها به دست می­آید و ممکن است در زمانی تغییر کند و برای تغییر آنها به طور معمول انقلاب صورت می­گیرد (قلمرو و فلسفه­ی جغرافیا – دکتر احمد پوراحمد – انتشارات دانشگاه تهران ) .

 

پژوهشگر: سحر عصار