از نظر ريچارد پيت ، جغرافيدانان معاصر جغرافيا روشي است كه جغرافيدانان آن را انجام داده و بر طبق آن عمل مي كنند .فلسفه جغرافيا نظامي از ايده هايي كلي است كه با جهت گيري و محتواي علمي و كاربردي جغرافيا سرو كار دارند و با عمل جغرافيدانان گسترده مي شوند .آموزش ، مطالعه و فعاليت هاي جغرافيايي در نظريات علمي سبك شكل گيري ايده ها و نظريه هاي جغرافيايي مي شود . فلسفه جغرافيا با تاثير و در چارچوب فلسفه علمي وروش شناخت علوم روشي است كه به شناسايي موضوع و تبيين ماهيت ، اصول ، تقسيمات و روش علم جغرافيا و ارتباط و جايگاه اين دانش كهن بشري و ساير علوم مي پردازد .در اين فرايند به سير انديشه ها و ديد گاه ها و نظزيه هاي جغرافيايي مي پردازند ونيز هدف ها و كاربرد ها ي اين علم را متناسب با شرايط جامعه و فرهنگ انساني وزمان بررسي و مطالعه مي كنند . تفكر و نگرش جغرافيايي چارچوب هاي نظري براي سازمان دهي اطلاعات و شناخت و تبيين جهان را روشن مي كند . فلسفه جغرافيا داراي ساختار ديناميكي است كه متاثر از شرايط تارخي و تفكرات جغرافيايي سلسله ايي از عقايد كلي درباره محتوا و درون مايه هاي اين رشته علمي را بيان مي كند . همه اين موارد به فهم درك فلسفه ي يك رشته علمي كمك مي كند ، اگر چه برخي بر اين باورند كه فلسفه ي علمي به بهترين شكل زماني تشكيل مي شود كه از طريق عمل كاربردي و تجربي باشد نه فقط از طريق فكر و انديشه و يا منحصرا ذهن گرايي .

 


 پوراحمد ، احمد - قلمرو فلسفه جغرافيا - انتشارات دانشگاه تهران - 1385

------------------------------------------------------------------------------

پژوهشگر :عطيه عبدي